سالها پیش، ده دوازده سال پیش، در یکی از کلاسهای درس دانشگاه دوستی پرسشنامهای را به دست همکلاسیها داد و خواهش کرد برای جلسه بعد همه آنرا پرکنند و بازپسبیاورند. پرسشنامه را برای پایاننامه خود میخواست. جلسه بعد شد و کسی چیزی به همراه نیاورد، یک جلسه دیگر گذشت و کسی چیزی نیاورد، جلسه پس از آن – خوب یادم است – استادمان از ما پرسید، هیچ میدانید چرا ما جایزه نوبل نمیبریم، و تحقیق و علم در ایران به جایی نمیرسد؟ همه با دهان باز مات و متحیر ماندیم که چرا؟ استاد گفت. برای این که وقتی پرسشنامهای به دستتان میدهند به جای همکاری و پرکردنِ آن و باز پس آوردن، آن را روی نیمکت پارک میگذارید و رویش مینشینید و وقت رفتن فراموش میکنید که حتی آن را بردارید.





